b-sarzaminn
اگــــه مـــی خوای بــری برو حرفهای من فــايدهً نــــــــداره...
خداوند اغلب اوقات به دیدن ما می آید ولی اکثر مواقع ما خانه نیستیم آنچه که هستی هدیه خداوند به توست و آنچه که می شوی ، هدیه تو به خداوند. پس بی نظیر باش.. کسی که در زندگی چرایی داشته باشد با هر چگونه ای خواهد ساخت ! میکشم ولی امروز حاضر نیستم کبریتی روشن کنم تا ببینم اوکجاست وقتی زیادی به کسی بگی دوست دارم خیال میکنه احساستو به حراج گذاشتی ... تو حراجی هم چیز خوبی گیر آدم نمیاد !پس ب سلامتیهه اونایی که ظرفیت شنیدنش رو دارن ♥ سرنوشت سه دفعه بهت دروغ میگه؟ اولین بار وقتی به دنیات میاره دومین بار وقتی عاشقت میکنه سومین بار هم زندگی رو ازت میگیره تا بفهمی همش خواب بود و بس ما همیشه صداهای بلند را میشنویم، پررنگ ها را میبینیم، سخت ها را میخواهیم. غافل ازینکه خوبها آسان میآیند، بی رنگ می مانند و بی صدا می روند بعد میبینی آدمها با تو فاصله میگیرند سواستفاده کردن به پیری و معرکهگیری … اما بگذار به سن تو برسند! بگذار صندوقچهشان لبریز شود آنوقت حال امروز تو را میفهمند بدون اینکه تو را به یاد بیاورند و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن ! دوستت دارمها را نگه میداری برای روز مبادا، این جملهها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمیکنی! باید آدمش پیدا شود! باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد. توی میهمانی اگر نگاهت کرد توی رقص اگر پابهپایت آمد اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند و اگر منظرههای قشنگ را نشانت داد برای یکی یک دوستت دارم خرج میکنی برای یکی یک دلم برایت تنگ میشود خرج میکنی! یک چقدر زیبایی! یک با من میمانی؟ چون عاشقی آمد، سزاوار نباشد این گفتار که : خدا در قلب من است ، شایسته تر آن که گفته آید : من در قلب خداوندم. درختان شعرهایی هستند که زمین بر آسمان می نویسد و ما آنها را بریده و از آنها کاغذ می سازیم تا نادانی و تهی مغزی خویش را در آنها به نگارش درآوریم اگر گام در معبدی نهادی تا اوج فروتنی و هراس خود را اظهار کنی ، برای همیشه برتری کسی نسبت به کس دیگر نخواهی یافت . برای تو کافی است که گام در معبدی نهی ، بی آنکه کسی تو را ببیند اندوه و نشاط همواره دوشادوش هم سفر کنند و در آن هنگام که یکی بر سفره ی شما نشسته است ، دیگری در رختخوابتان آرمیده باشد.شما پیوسته چون ترازویید بی تکلیف در میانه اندوه و نشاط... اگر سزاوار است آن است که دوست با جزر زندگی ات آشنا شود ، بگذار تا با مد آن نیز آشنا گردد ، زیرا چه امیدی است به دوستی که می خواهی در کنارش باشی ، تنها برای ساعات و یا قلمرو مشخصی ؟ درختان شعرهایی هستند که زمین بر آسمان می نویسد و ما آنها را بریده و از آنها کاغذ می سازیم تا نادانی و تهی مغزی خویش را در آنها به نگارش درآوریم. 

روزی فکر میکردم اگر او را با غریبه ای ببینم شهر را به آتش



![]()
![]()
![]()
متهمت میکنند به هیزی …
به مخزدن ... به اعتماد آدمها!
غریب است دوست داشتن ...
دلم تنگ شدهها را، عاشقتمها را …
شروع میکنی به خرج کردنشان!
اگر نگاهش را دوست داشتی
اگر هوایت را داشت
توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود
اگر استدلالی کرد که تکانت داد
در سفر اگر شوخ و شنگ بود
اگر مدام به خندهات انداخت![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : ParsSkin.Com |








